تبلیغات

پیغام ورود و خروج

تو این فکر بودم که با هر بهونه /یه بار آسمون‌و بیارم تو خونه /حواسم نبود که به تو فکر کردن خود آسمونه خود آسمونه عاشق عشقم

عاشق عشقم

دلدادگی من ....
***********عاشقی من تنهـــــــــا************{پست ثابت}


آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودمو یک حس غریب که به صد عشقو هوس می ارزید…

من دنبال نگاهی بودم که مرا از پس آن سادگیم می فهمید

و خدا میداند سادگی از ته دل بستگیم پیدابودو 

 هست.


+نوشته شده در شنبه 1 تیر 1392 ساعت04:32 بعد از ظهر توسط galb | اگه قبولش داری نظز بذار برام

***دلم برایت تنگ شده ***

خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که ..

                    دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش.

+نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد 1392 ساعت04:53 قبل از ظهر توسط حسرت | نظرات

***من و تو به رویاهایمان تنها یک رسیدن بدهکاریم ***

چه سخته در جمع بودن ولی در ،

گوشه ای تنها نشستن . . .

به چشم دیگران چون کوه بودن ولی،

 در خود به آرامی شکستن..

+نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد 1392 ساعت04:51 قبل از ظهر توسط حسرت | نظرات

*********دلم بایگانی رؤیاهایی شکسته است*******


دکتر پای نسخه ام بنویس “ممنوع ملاقات”

بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد.

+نوشته شده در دوشنبه 31 تیر 1392 ساعت06:53 بعد از ظهر توسط حسرت | نظرات

سخته خیـــــــــلی..


تنهایى راه رفتن سخت نیست …

ولى وقتى ما این همه راهو با هم رفتیم ،

تنهایى برگشتن خیلى "سخته"

+نوشته شده در دوشنبه 31 تیر 1392 ساعت06:50 بعد از ظهر توسط حسرت | نظرات

باید كسی را پیدا كنم

بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم

کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد

آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــــــی

آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد

هـیـــــچ نـگـویـد .

هـیـــــچ نـپـرسـد .

فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد

بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم

تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را

روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد

روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد

روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی ـگـیـرد

روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی ـشود


+نوشته شده در یکشنبه 16 تیر 1392 ساعت07:04 بعد از ظهر توسط galb | نظرات

***بی تــــــــو****




لــــــــحظه های ســــکوتم


پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند


مــــــمـلو از آنــــــچـــه


مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم و..


نــــــــــــمی گـــــویم.


+نوشته شده در سه شنبه 11 تیر 1392 ساعت02:39 بعد از ظهر توسط حسرت | نظرات

***وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند***



این روزها




اگر خون هم گریه کنی




عمق همدردی دیگران با تو




یک کلمه است :




" آخـــــــی "

+نوشته شده در سه شنبه 11 تیر 1392 ساعت02:27 بعد از ظهر توسط حسرت | نظرات

نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید!


ایـن گلــویـم را هـراز گــاهــی بــایـد ،


بتــراشم تــا بـرای دلتنگـی هــایی تــازه جــا بــاز شـود ..


دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد...آدم را خفــه کننــد.

+نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر 1392 ساعت12:21 قبل از ظهر توسط حسرت | نظرات

**************دلتنگتم خــــــــــــیـلی****************

ایـن روزهـا، بـا تـو،


بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم،


حـرف دارم…


امـا مـجـالـی نـیـسـت تـا بـنـشـیـنـی بـه..


 پـای ایـن هـمـه حـرف،


دلـم تـنـگ اسـت،


فـقـط بـرای حـرف زدن بـا تـو…


دیـگـر نـمـیـدانـم چـه کـنـم، یـا چـه بـگـویـم..

+نوشته شده در یکشنبه 2 تیر 1392 ساعت07:16 بعد از ظهر توسط حسرت | نظرات

************نیمـــــــــــــــــــــــــه شعبان مبـــــــــــــــــــــــارك**************





مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم
عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم
چشم آلوده کجا دیدن دلدار کجا
چشم دیدار رخ دوست ندارم چه کنم
نیمه شعبان مبارک





+نوشته شده در یکشنبه 2 تیر 1392 ساعت04:38 بعد از ظهر توسط galb | منتظر

*****************معنی عشق چیه؟************{داستان}

بنام خدای عشق

سر کلاس درس معلم پرسید هی بچه ها کی میدونه عشق چیه؟

هیچ کس جوابی ندادهمه کلاس ساکت شده بودندهمه به هم دیگه نگاه می کردند

ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود آروم سرشو پایین انداخت

لنا سه روز بود با کسی حرف نزده بود.بغل دستیش نیوشا موضوع رو از ش پرسید.بغض لنا ترکیدو شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت: لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده....
 
بقیه در ادامه مطلب حتما بخون خوندنیه عزیـز

ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 2 تیر 1392 ساعت04:11 بعد از ظهر توسط galb | احساس

*****************معنی عشق؟؟؟****************

خواهری از برادرش پرسید:معنی عشق چیست ؟؟ برادرش جواب داد : عشق یعنی تو هر روزشكلات من رو ، از كوله پشتی مدرسه*ام بر میداری ،و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ......


+نوشته شده در یکشنبه 2 تیر 1392 ساعت04:10 بعد از ظهر توسط galb | یادرگاری

مرگ عشق

شب بود هوا خیلی تاریک بود هیچ صدایی جز صدای تالاپ تالاپ قلبش رو نمیشنید.باری که رو دوشش بود خیلی سنگین بود و تیشه ای هم که دستش بود پشتش رو زخمی کرده بود.آروم آروم با قدمهای شمرده راه میرفت هیچ صدایی نبود .تنها بود توی یه جایی مثل یه دشت بزرگ همه جا تاریک بود گهگداری پاش به تخته سنگها گیر میکرد و کله میشد اما زمین نمی خورد و به راهش ادامه میداد تنها چیزی که میشنید صدای تالاپ تالاپ قلبش بود...

ادامه مطلب یادت نره...


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد 1392 ساعت11:30 بعد از ظهر توسط galb | نظرات

اینجــــــــا مثل من تنها زیاد است..


یــــــــــــــــــــــــــــــاد بگیر:


گاهی نباید ناز كـــــشید،


انتظاركـــــشید ... آه كـــــشید،


درد كـــــشید  فریاد كـــــشید ....


تـنهـا باید دست كـــــشید و رفت ...



+نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد 1392 ساعت09:06 قبل از ظهر توسط حسرت | نظرات

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ


کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

.....

RSS

Online User