تبلیغات

پیغام ورود و خروج

تو این فکر بودم که با هر بهونه /یه بار آسمون‌و بیارم تو خونه /حواسم نبود که به تو فکر کردن خود آسمونه خود آسمونه عاشق عشقم - ازدواج خر!!!!!!

عاشق عشقم

دلدادگی من ....
ازدواج خر!!!!!!

ازدواج خر؟!!!

سلام به همه

.

 تا حالا همش از تنهایی مطلب می ذاشتم اما امروز یه مطلب متفاوت می ذارم

 خواستی بخونی برو به ادامه مطلب بخونش

بد نیس .(ارزش داره )

خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان

ز بین این همه خرهای خشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عر عر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه

دوتا پالان خریدند پای عقدش به افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم آیا رضایی ؟ به عقد این خر خوشتیپ در آیی ؟

یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید

خرآن عر عر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی


+نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن 1391 ساعت10:46 بعد از ظهر توسط galb | نظرات

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ


کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

.....

RSS

Online User