تبلیغات

پیغام ورود و خروج

تو این فکر بودم که با هر بهونه /یه بار آسمون‌و بیارم تو خونه /حواسم نبود که به تو فکر کردن خود آسمونه خود آسمونه عاشق عشقم - گنجشك و آتش

عاشق عشقم

دلدادگی من ....
گنجشك و آتش

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...

آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!


+نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت01:44 بعد از ظهر توسط galb | نظرات

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ


کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

.....

RSS

Online User